السيد عبد الكريم بن طاووس ( مترجم : مجلسي )

31

فرحة الغري ( فارسي )

النّقض عبد الجليل قزوينى - رضوان الله عليهم أجمعين - گواه صادق اين مدّعايند ، مجموعهء همآهنگ و فراخ دامنهء نگارشهاى فارسى علَّامه محمّد باقر مجلسى را بايد - در گونهء خود - يك ابتكار عظيم براى دسترسى فارسىگويان به نگارشهاى شيعى مبتنى بر آثار و اخبار اهل بيت عصمت و طهارت - صلوات الله عليهم أجمعين - به شمار آورد « 37 » و على الخصوص تلاش كامياب مجلسى را در مخاطبت با عامّهء مردم فرا ياد داشت . زنده ياد استاد ملك الشّعراى بهار ، با جزم و صراحت مىنويسد : « مهمترين كارى كه مجلسى كرده است ، بعد از تأليف مجلَّدات بحار الانوار كه دائرة المعارف شيعهء اماميهء اثنا عشريّه است ، تأليف مجموع كتب دينى و اخلاقى شيعه است به فارسى سادهء عوام فهم كه تا آن روز اهل علم چنان كارى نكرده بودند و غالب تأليفات علما ، خاصّه علماى دين ، به زبان تازى بود و اگر به پارسى چيزى مىنوشتند ، به شيوهء متقدّمان و به سبك قديم بود و احترام مقام علم را در نزديك شدن به سطح فكر و فهم عوام نمىدانستند ، بل آن را مغاير عظمت جايگاه دانش مىشمردند . . . » . « 38 » در زمانى كه برخى عالمان بزرگ روزگار صفوى ، بويژه علَّامهء مجلسى ، شمارى كتابهاى فارسى در حوزهء معارف اسلامى رقم زدند ، « زبان رسمى و دارج در حوزه‌هاى علمى اسلامى زبان عربى بود و غالبا نشانهء علميّت و توانايى مؤلَّف به شمار مىرفت ؛ همچنان كه رسم همهء روزگاران در همهء حوزه‌هاى علمى بوده و هست . در قرنهاى نخست دورهء اسلامى نيز . . . فارسى نگارى براى دانشمندان ، نه نقطهء قوّت ، بلكه نشانهء كمدانشى بود . » « 39 » . در چنين روزگارى ظاهرا طبيعى بود كه عالمان دين « از روى نگرانى نسبت به حرمت و احتشام علمى خود » « 40 » ، نوشتن به زبان مردم و براى مردم را واگذارند و درد معرفتجوئى باورداران ناتوان در بهره ورى از زبان تازى را چاره نكنند ! ! البتّه تنها پرسمان احتشام هم نبود . فارسىنگارى در مقولات دينى ، آن اندازه هم كه برخى مىپندارند آسان نبوده و نيست ؛ « چرا كه زبان اصلى دين اسلام ، زبان عربى است . قرآن ، يگانه مرجع مقبول نزد همهء پيروان همهء مذاهب اسلامى به زبان عربى نازل شده است . سخنان رسول - صلَّى الله عليه و آله - ( و در مذهب شيعه : احاديث امامان - عليهم السّلام - ) براى مخاطبانى عربى زبان بيان شده و طبعا به همان زبان است « 41 » » . از اين

--> « 37 » سنج : شناختنامهء علَّامه مجلسى ، ج 2 ، ص 17 . « 38 » همان ، همان ج ، ص 286 . « 39 » علَّامهء مجلسى ، حسن طارمى ، انتشارات طرح نو ، چ 1 ، ص 89 . « 40 » همان ، ص 90 . « 41 » همان ، ص 89 ؛ با قدرى تصرّف .